|
یک دل و این همه غم چرا نصیب من شد!؟ یک یار بی محــبت چرا حبیب من شد!؟ رســـم زمــــــونــه ایــنه عاقبتش چـنـینه هر چی بچرخه دنیا قســمت من همینه میدونم خوب میدونم تلاش من بی ثـمره این همه اشک و آه من در دل او بی اثـره با رقیبم شب و روزش به خوشی میگذره زهمه ســـوز نــهان دل مـــن بــی خـبره دلم از این جدایی یک دنیا غصه داره مثل ابر بهاری اشک از چشام می باره کاشکی که عاشق بودی تا دردم را بدونی دنــیای غــصه هام را تو چشام بخونی کاشکی که تا قیامت می موندی در کنارم آرزویــی بـه جــز این نــداشتم و نـدارم یک دل و این همه غم چرا نصیب من شد!؟ یک یار بی محــبت چرا حبیب من شد!؟ چرا .... ؟؟ -------------------------------------
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 6:8  توسط عــقیل خان
|
در مورد امانت تفسیرهای مختلفی ذکر شده است ، که در یک مورد از امانت به عنوان عقل و مورد دیگر از امانت به عنوان اختیار و اراده انسان یاد شده است . برای این که پاسخ جامعی بدست بیاوریم باید ببینیم؛انسان چه داردکه سایر موجودات از آن بی بهره اند؟ انسان موجودی است با استعداد فوق العاده که می تواند با استفاده از آن مصداق کامل خلیفه الله شود . می تواند با کسب معرفت و تهذیب نفس و کمالات به اوج افتخار برسد و از فرشتگان آسمان هم بگذرد. این استعداد توام است با آزادی و اختیار ، یعنی انسان این راه را که از صفر شروع کرده با پای خود و به اختیار خویش تا کمال طی می کند . آسمانهاوزمین و کوهها دارای نوعی معرفت الهی هستند،ذکرو تسبح خدا را نیز میگویند در برابر او خاضع و ساجدند ولی اینها به صورت ذاتی و تکوینی و اجباری است و به همین دلیل در آن تکاملی وجود ندارد.
تنها موجودی که سیر صعودی و نزولی اش بی انتهاست و به طور نامحدود قادر به پرواز به سوی قله تکامل است و تمام این کارها را با اراده و اختیار انجام می دهد انسان است و این است همان امانت الهی که موجودات از حمل آن سر باز زدند و انسان به میدان آمد و آن را یک تنه به دوش کشید . بنابراین در یک جمله کوتاه باید گفت : امانت الهی همان قابلیت تکامل (به صورت نامحدود) که همراه با اختیار و اراده انسان است ؛ و رسیدن انسان به مقام کمال انسانی و بنده خاص خدا شدن و پذیرش ولایت الهی ( خلیفه الهی) است . امیدوارم تونسته باشم حق مطلب را ادا کنم . همین جا هم از همه دوستان همراه و همه کسانی که با نظراتشون بنده را یاری می دهند ، تقدیر و تشکر می کنم .
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 12:8  توسط عــقیل خان
|
با تشکر از همه دوستانی که در مورد پست قبلی نظر دادن ،، توضیحی از تفسیر نمونه برای دوستان عزیز می نویسم امیدوارم استفاده کامل را ببرید ******************************************* حمل امانت الهی بزرگترین افتخار بشر بشمار می رود مسئله مهمی است که دوآیه آخر سوره احزاب که در زمینه ایمان ، عمل صالح ، جهاد،ایثار، عفت،ادب و اخلاق آمده است تکمیل می کند و نشان می دهد که انسان چگونه دارای موقعیت ممتازی است که می تواند حامل رسالت عظیم الهی باشد واگر به ارزشهای وجودی خود جاهل گردد چگونه بر خویشتن ظلم کرده و به اسفل السافلین سقوط می کند .
نخست بزرگترین و مهمترین امتیاز انسان را بر تمام جهان خلقت بیان فرموده ، می گوید : ما امانت خود را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم . اما این موجودات عظیم و بزرگ عالم خلقت از حمل این امانت ابا کردند و اظهار ناتوانی نمودند و از این کار هراس داشتند .
بدیهی است که این ابا کردن آنها از سر استکبار نبود آنچانکه در مورد شیطان وخودداری او از سجده برای آدم می خوانیم . بلکه ابا کردن آنها توام با اشفاق یعنی ترس و هراس آمیخته با توجه و خضوع بود . ولی در این میان انسان این اعجوبه عالم آفرینش جلو آمد و این امانت را بر دوش کشید . ولی افسوس که از همان آغاز بر خویشتن ستم کرد و قدر خود را نشناخت و آنچه شایسته حمل این امانت بود انجام نداد . به یاری خداوند سعی می شود در پست بعدی در مورد حقیقت معنی امانت توضیحاتی آورده شود .
.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 20:18  توسط عــقیل خان
|
(( ما امانت را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم ،آنها از حمل آن سر بر تافتند، و از آن هراسیدند؛ اما انسان آن را به دوش کشید ، او بسیار ظالم و جاهل بود )) – احزاب آیه 72 دوستان با خوندن معنای این آیه قرآن چی به ذهنتون می رسه ؟ هرچی فکر می کنید در مورد مفهوم این آیه بنویسید .
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 4:18  توسط عــقیل خان
|
|
|