|
**عید شما مبارک **
این هم عیدی ما به همه دوستان به خصوص اون که خیلی دوستش دارم . هفت سین قرآنی :::::::::::::: روز اول فروردین در کاسه چینی سفید با مشک و زعفران نوشته و با گلاب بشوید: ((سلام علی نوح فی العالمین سلام علی ابراهیم سلام علی موسی و هارون سلام علی آل یا سین سلام قولا من رب رحیم سلام هی حتی مطلع افجر سلام علیکم طبتم فادخلو خالدین )) هر که از آن آب بیاشامد تا سال دیگر از هر بلایی محفوظ ماند
هرروزتان نوروز نوروزتان پیروز
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 20:45  توسط عــقیل خان
|
زندگی قشنگه با من که هستی با تو مست عشقم نگو چرا مستی تو را دوست دارم همه می دونند خودت هم می دونی نزن یک دستی می دونم چه خوبی چه مهربونی از همه بریدی و با من نشستی به همون خدایی که می پرستی همچیم تو دنیا فقط تو هستی پرسیدی باز که من دوست دارم اره دیگه دل من با تاپ تاپش خودش اینا بهت می گه اسم تو هی همش پر می زنه رو لب هام توی دنیا من از خدا فقط تو را می خوام
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 15:49  توسط عــقیل خان
|
ای داد بیدا باز امشب هوا مثل هرشبه
حال عاشق ها مثل هرشبه درد بی دوا مثل هرشبه ای عزیز جونم یک ذره صفا یک ذره وفا تو زمونه نیست می بخشی منا اگه که یک وقت حرفام واسه تو عاشقونه نیست حرفای دلم این ترانه هاست این ترانه هام مال تو همش غربت شبام عشق و گریه هام این غم صدام مال تو همش ای عزیز جونم می کشه منا بغض گریه هام ای عزیز جونم دیگه نمیشه در نیاد صدام من از این شب ها عشقم را می خوام من از این روزها عمرم را می خوام ای عزیز جونم روزگار ازم عمرم را گرفت جونم را گرفت آخ که آسمون گریه داد به من قطه قطره خونم را گرفت ای عزیز جونم واست می خونم می گم عشق تو حرم آتیشه اگه بمونم اگه بمیرم عشق تو دلم تموم نمیشه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 23:51  توسط عــقیل خان
|
شبي در زير باران گريه كردي ميان بادو بوران گريه كردي تمام پنجره دلواپست بود كه در طول خيابان گريه كردي نهادي سر به روي شانه شب ز دست روزگاران گريه كردي هواي خاطرت خاكستري بود وتو سر در گريبان گريه كردي درون كوچه آشفته شب به آواز پريشان گريه كردي خدا اندوهگين شد آن زماني كه با خون فراوان گريه كردي تمام عمر خود را گريه كردم شبي كه زير باران گريه كردي
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 15:23  توسط عــقیل خان
|
سلام علیک
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ غم آمد که پریشون کنه چشمام را نتونست شب آمد که داغون کنه دنیام را نتونست دل من دیگه از غم که شکسته نمیشه اسیر غم عشقت دیگه خسته نمیشه کمه فرصت دیدار تو این عالم مستی می خوام با تو بخندم به زمونه به هستی
آهای امده از راه باز هم مثل همیشه دلم با تو یک رنگه جدا از تو نمیشه
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 19:58  توسط عــقیل خان
|
|
|